Home خانه
روایتی از قیام مردم کابل درعهد شاه شجاع؛
روایتی از قیام مردم کابل درعهد شاه شجاع؛
داستان مقاومت و همبستگی
در این مقاله، با اقتباس از نوشتههای محمد آصف آهنگ در کتاب یادداشتها و برداشتها از کابل قدیم، شما را به گذشته کابل باستان میبریم تا با یکی از مهمترین شورشهای تاریخی این شهر آشنا شوید. نویسنده ما را با مردم، سران قومی و طوایف کابل همراه میکند و نشان میدهد چگونه در برابر ظلم و بیگانه، شهر و مردمش از هم حمایت کرده و استقلال خود را حفظ کردند. در اینجا، روایت تاریخی بهطور کامل بازنویسی شده تا تصویر روشنی از آنچه اتفاق افتاده به دست آید.
در زمانهای گذشته، برنس که وزارت عدالت و انتظام کابل به او تعلق داشت، روزی در شهر به گردش پرداخت. او چشمش به زنی جوان و زیبا افتاد که در بالای بام خانهای ایستاده بود و دلش بهخاطر او گرفتار شد. پس از بازگشت به مسند خود، کوتوال شهر را خواست و دستور داد صاحب خانه را نزد او بیاورند. صاحب خانه جوانی سپاهی و افغان بود که از این دستور برنس به شدت خشمگین شد و او را دشنام داد. برنس که خشم خود را دید، جوان را لت و کوب کرد و زندانی نمود.
خبر این ستم به قوم افغان و سران قزلباش رسید و آنها به شاه شکایت کردند، اما شاه شجاع، که از برنس ظالمتر و ترسوتر بود، دادخواهان را نادیده گرفت و به آنان ناسزا گفت تا دیگر کسی جرأت شکایت نکند. مردم مایوس از شاه، در خفا جمع شدند و نقشهای سنجیده برای مقابله با برنس کشیدند. آنها به خانه برنس رفتند و وقتی او غافل بود، او را از کرسیاش پایین کشیدند، قطعهقطعه کردند و سرش را در بازارها گرداندند.
پس از این قیام، مردم به قتل و کشتار نیروهای انگلیسی و زندانبانان پرداختند، زندانها را شکستند و زندانیان را آزاد کردند. جوانی که از ظلم برنس آسیب دیده بود نیز آزاد شد و همراه مردم به خزانه شهر حمله کردند و آن را غارت کردند. شاه شجاع و مکناتن تلاش کردند با حیله شورش را فرو بنشانند، اما موفق نشدند و تصمیم گرفتند تا طایفه افغان و قزلباش را سرکوب کنند، اما آتش انقلاب خود آنها را نابود ساخت.
پس از قتل شاه شجاع، سران ملی و قومی جمع شدند و فیصلهنامهای صادر کردند که به مثابه یک وثیقه ملی بود. در این فیصلهنامه، طوایف بارکزایی به سمت جلالآباد و طوایف پوپلزایی به سمت قندهار هدایت شدند تا از کشور در برابر تهدیدهای خارجی و نیروهای بیگانه دفاع کنند. سرکردگان کابل، خوانین و بندهگان امینالدوله موظف شدند که در این برنامه همکاری کنند و هرگونه تمرد و عدول از آن، مخالف خدا و پیامبر و عهد ملی شناخته شود.
این وقایع نشان میدهد که مردم کابل، با وجود اختلافات قومی و مذهبی، وقتی شهر و دینشان در خطر بود، اختلافات را کنار گذاشته و متحدانه در برابر دشمن ایستادند. همانطور که محمد آصف آهنگ بیان میکند، این اتحاد و مقاومت پایههای شکلگیری ملیتی واحد و فرهنگ مشترک در کابل شد؛ ملتی که آرامآرام با وصلت و همکاری طوایف و اقوام مختلف، یک هویت ملی ایجاد کردند و استقلال خود را در برابر نیروهای خارجی حفظ نمودند.
منبع:
محمد آصف آهنگ، یادداشتها و برداشتها از کابل قدیم، انتشارات میوند، ۱۳۸۴، صص ۱۱–۱۵.






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























