Home خانه
کاشکی کفتر می بودم - درهوا پرمیزدم
کاشکی کفتر می بودم - درهوا پرمیزدم
شخصی که در این تصویر میبینید، مولوی محمد حبیب ناصر نام دارد. او اکنون کنسول طالبان در شهر کویته پاکستان است. موصوف به دلایلی هنوز خانوادهٔ خود را به کویته انتقال نداده بود و سردی روابط میان اسلامآباد و طالبان، موضوع ویزا برای خانوادهاش را سختتر ساخت. بنابراین، او تصمیم گرفت اعضای خانوادهٔ خود را بهصورت قاچاقی به پاکستان انتقال دهد.برای اینکه در این ماجرا تنها نباشد، یکی دیگر از دیپلماتهای طالب در کویته به نام حافظ شمسالرحمان را نیز تشویق کرد که هر دو خانواده را قاچاقی به کویته انتقال دهند. حافظ شمس الرحمن برادر زاده سفیر طالبان در مسکو به اسم مولوی گل حسن است.
این دو نفر – که اکنون دیپلمات خطاب میگردند – توانستند زن و فرزندان خود را بدون ویزا به کویته انتقال دهند. پلیس پاکستان از موضوع خبردار شد؛ زیرا بهصورت ناگهانی سه درجن زن و بچه به اقامتگاه این دو شخص ملحق گردیدند.پلیس میخواست زن و فرزندان اینها را دستگیر کند و یک رسوایی ایجاد نماید. در این وقت، حزب مولانا فضلالرحمان به نام جمعیت علمای اسلام پاکستان مداخله کرد و قرار شد قضیه بدون ایجاد سر و صدا و رسوایی مطبوعاتی حل گردد. یکی از اعضای حزب جمعیت علمای اسلام به رهبری مولانا فضلالرحمان به نام مولوی قاسم، در انتقال قاچاقی خانوادهٔ دیپلماتهای طالب به کویته – از روی دلسوزی و هممدرسهای – نقش داشت.ملا محمد حبیب ناصر به یاد گذشتهها فکر کرده است که پاکستان همان شورای کویته است و ۱۶۰ معبر قاچاق بر روی طالبان باز است. دلیل دیگری که وی دست به این کار زد، این است که نمیخواست وزارت خارجهٔ پاکستان عکسهای زن و دخترش را در آرشیو داشته باشد. اما گیر آمد. حالا عکسهای زن و فرزندانش نه تنها در وزارت خارجه، بلکه در پروندهٔ پلیس به عنوان افراد قاچاقشده نیز ثبت است. ممکن است خانواده این دو دپلومات زمزمه کنند که کاشکی کفتر می بودم. در هوا پرمیزدم. به ویزه قندهار می رفتم.
نور څه شی غواړې؟






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























