Home خانه
قربانیان ناسیونالیسم افراطی۲– خاندان چرخی
قربانیان ناسیونالیسم افراطی۲– خاندان چرخی
قربانیان خاموش ناسیونالیسم افراطی در افغانستان. در تاریخ افغانستان، خانوادههایی وجود دارند که اگر فرصت میداشتند، اگر زنده میماندند، اگر حقِ زیستن از آنان گرفته نمیشد، شاید امروز این کشور مسیر دیگری را میپیمود.
خاندان چرخی یکی از چنین خانوادههاست، یک خانوادهٔ روشن، باسواد، ملیگرا به معنای مدرن، و از اولین پایگاههای فکری برای ایجاد دولت مدرن در افغانستان.
اما تاریخ سیاسی افغانستان همیشه برای روشنایی جای کافی نداشته است. وقتی اصلاحات امانالله خان سقوط کرد، نیرویی بازگشت که با آینده دشمن بود و چرخیها نخستین قربانیان آن شدند.
بر اساس گزارشهای معتبر تاریخی، بین سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳، حدود ۱۸ عضو این خانواده اعدام و ۷۵ تن زندانی شدند، شکنجه شدند، یا در تبعید و محرومیت جان دادند.
این یکی از بزرگترین پاکسازیهای سیاسی تاریخ افغانستان است؛
پاکسازی یک خانواده، و پاکسازی یک امکان تاریخی.
در میان این خانواده، دو چهره شناختهشده وجود دارد که نقششان در سیاست، نظام و دیپلماسی افغانستان روشن است:
۱. غلام نبی خان چرخی
دیپلماتی که افغانستان را از انزوا بیرون میکشید. غلام نبی چرخی یکی از درخشانترین دیپلماتهای تاریخ افغانستان بود. او سفیر کشور در شوروی، ترکیه و فرانسه بود و یکی از چهرههای کلیدی سیاست خارجی مدرن امانالله محسوب میشد.
او باور داشت افغانستان میتواند: با جهان گفتوگو کند، از انزوای تاریخی بیرون آید و دیپلماسی مبتنی بر منافع ملی داشته باشد
اما پس از بهقدرترسیدن نادر خان، او را از مسکو فراخواندند، در کابل بازداشت کردند، و در ۱۹۳۲ بدون محاکمه اعدام نمودند. او قربانی دشمنی با «روشنایی» شد، نه دشمنی با «وطن».
۲. غلام صدیق خان چرخی
روشنفکر تبعیدی؛ زنده ماند، اما آزاد نه
غلام صدیق چرخی دیپلمات، نویسنده و شخصیت فرهنگی بود. او نیز مانند غلام نبی در صف اصلاحطلبان ایستاده بود، اما توانست جانش را نجات دهد و به آلمان پناه ببرد. او در تبعید زندگی کرد و همانجا درگذشت. مرگی آرام اما در حقیقت یک مرگ اجتماعی، زندگیای بدون وطن، بدون خانواده، بدون عدالت. او یکی از چهرههای خاموش اما عمیق این تراژدی است.
۳. دیگر قربانیان چرخی
اسامی که تاریخ حذف کرد. این پاکسازی فقط سه نفر نبود. بر اساس روایتهای تاریخی و منابع مختلف، در مجموع بیش از هجده نفر از این خانواده اعدام شدند و بیش از ۷۵ تن دیگر: از مقامهای دولتی برکنار شدند، شکنجه شدند، اعدام شدند یا به زندانها و تبعیدگاهها سپرده شدند. نام بسیاری از آنان در اسناد رسمی باقی نمانده است؛ زیرا حذف آنان تنها قتل نبود، بلکه حذف از حافظهٔ ملی بود.
چرا چرخیها قربانی شدند؟ زیرا چرخیها نمایندهٔ افغانستانی بودند که: قانونمحور بود، نه قبیلهمحور، دیپلماسیمحور بود، نه انزوامحور، مدرنگرا بود، نه وابسته به سنت بسته، به جهان وصل بود، نه محصور در قبیله و دولتمحور بود، نه شبکهمحور و این دقیقاً همان چیزی بود که ناسیونالیسم افراطی قبیلهمحور تحمل نمیکرد. چرخیها را نکشتند چون دشمن کشور بودند؛ کشتند چون افغانستان دیگری را تصور میکردند. افغانستانی که هنوز نیامده، اما اگر چرخیها زنده میماندند، شاید امروز رسیده بود.
چرخیها؛ پایان یک خانواده یا پایان یک امکان؟ خاندان چرخی یک خانواده نبود، یک پروژهٔ فکری بود. پروژهٔ ساختن «دولت» در برابر «قبیله». پروژهٔ ساختن «قانون» در برابر «سلسلهسالاری». پروژهٔ ساختن «دیپلماسی» در برابر «انزوا». وقتی چرخیها خاموش شدند. افغانستان فقط چند انسان را از دست نداد؛
یک فرصت تاریخی را از دست داد. فرصت عبور از گذشتهای که تا امروز سایهاش بر کشور سنگینی میکند.
چرخیها قربانی یک اشتباه فردی یا یک دشمن خارجی نبودند.
آنها قربانی ساختار قبیله ق شدند که هر بار افغانستان میخواهد آینده را انتخاب کند، گذشته با خشونت بازمیگردد و آینده را خفه میکند.
و به همین دلیل باید این فصل را به یاد داشت: برای اینکه بدانیم چگونه ناسیونالیسم افراطی میتواند نهفقط یک خانواده، بلکه سرنوشت یک ملت را تغییر دهد.






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























