Home خانه
نتیجه گیری از تبصره های دوستان و یاران در مورد حبیب الله کلکانی !
نتیجه گیری از تبصره های دوستان و یاران در مورد حبیب الله کلکانی !
سه کتگوری دیدگاه ها را به وضاحت میتوان دریافت کرد !
موافق ، مخالف و بیطرف ( حتی توهین از جانب بعضی از عزیزان ما )
دستهای اول !
شاعران و نویسندگانی مانند خلیلالله خلیلی ، غلام حبیب نوابی و شاه آغا مجددی او را “پادشاه عیار ، خادم دین رسولالله میدانند که برای نخستین بار از میان تاجیکتباران شورید و قدرت پشتون تباران را درهم شکست و بر تخت پادشاهی کابل نشست.
آنچه او را عیار و قهرمان و افسانهای میسازد ، دو ویژگی تاجیک تباری و خادم دین رسولالله بودن اوست. این دو ویژگی تمام کارها و کردارها و باورهای نادرست و درست او را ستودنی و بیمانند میسازد. پیروان این دیدگاه ، حتی در میان دیگر گروههای قومی افغانستان نیز فراوانند.
دستهای دوم !
نویسندگانی مانند فیضمحمد کاتب ، غلام محمد غبار و کاظم آهنگ و به طور عموم همه (هواداران امانالله پادشاه سابق افغانسنان) ، حبیبالله را “دزد، راهزن، جانی و ابزار کار انگلیسها ، اشراف مذهبی و ارتجاع سیاه میدانند”. از منظر اینها حبیبالله کلکانی نظام امانی را نابود کرد و راه را برای نظام نادری آماده ساخت .
این دسته ، او را عامل مستقیم نابودی اصلاحات امانی ، برگشت به قهقرا و روی کار آمدن “ستمشاهی آلیحیی” (نظام نادری) میدانند که حتی باعث نابودی نخبگان فکری و سیاسی تاجیک تبارها و دیگر اقوام افغانستان نیز شد.
دسته ای سوم !
این ها هم جنبههای خوب و هم جنبههای بد شخصیت او را در نظر میگیرند. این نگاه بیطرفانه ، باز و خردورزانه را در کتابهای ” افغانستان در پنج قرن اخیر” نوشته میر محمد صدیق فرهنگ ، و “زمامداری امیرحبیبالله کلکانی” نوشته خلیلالله میتوان دید.
فرهنگ ، نخستین کسی است که باب چهاردهم کتابش را به امیر حبیبالله کلکانی اختصاص داده است .
کاری که در تاریخ نگاری افغانستان پیش از فرهنگ یک تابو بود ، و خلیلالله این تاریخ افغانستان را بیطرفانه و صادقانه میداند .
مسئله بازخاکسپاری امیر حبیبالله کلکانی بحث و جدلهای فراوانی را آشکار ساخت که از هر نگاهی رقتآور است. کار بازخاکسپاری یک موضوع بسیار عادی است ، چنانچه در موارد دیگر نیز به آرامی صورت گرفته است .
بازخاکسپاری سردار داوود خان که به زعم عدهای “باعث نابودی و زمینهساز اشغالهای چند باره کشور شد”، یکی از این نمونهها است.
بزرگداشت گل محمد مهمند ، در مزار شریف و در برابر چشمان مردمی که مزه “ستمگریهای قومی و برنامههای نژادپرستانه” او را در شمال افغانستان هنوز از یاد نبردهاند ، نمونه دیگری از این گونه مراسم اجتماعی است.
در دو مورد بالا ، واکنشی از هیچ سویی دیده نشد و دولت آن وقت ، نیز به گونهای هر دو مورد را تایید کرد.
اما پرسش اصلی این است که چرا از یک سو ، کسانی به آیین بازخاکسپاری امیرحبیبالله کلکانی این همه دل بستهاند ، و از سوی دیگر چرا باید مراسم بازخاکسپاری او عدهای را تا سرحد خشونت خشمگین سازد؟
اصولاً اینگونه بازخاکسپاریها چه گره ای از چالشهای اجتماعی افغانستان را باز میکند و یا ممانعت از برگزاری این آیینها از چه چیزی جلوگیری مینماید؟
آیا این گونه کنشها و واکنشها افغانستان را بیشتر به دور باطل عصبیتهای قومی گرفتار نکرده است ؟
ستایش و نکوهش قهرمانهای قومی ، نوع کنش و واکنشهای تکراری را بر تاریخ و جامعه افغانستان تحمیل نمینماید؟
نتیجه و دست آورد !
داشتن شرایط نامناسب فعلی افغانستان ، به زوال رفتن تعلیم و تربیه ، محرومیت دختران از مکاتب و فرار مغزها از کشور …
یعنی محصول عمل کردهای گذشته ما باعث شده است تا بازهم بگویم ( سزای قروت آب گرم )






























































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























