Home خانه
معرفی عارف عرفان مشهور به عارف کله سرخ
معرفی عارف عرفان مشهور به عارف کله سرخ
هموطنان عزیز
در این روز ها متوجه شدم یک فراکسیون پایه گزاری شده که سخنگویان آن انرا جبهه همبستگی و نجات افغانستان می نامند و میگویند که گویا در آن ۳۱ سازمان شامل است و آنان خاطر نشان میشوند که این حبهه را ما در طول شش ماه منسجم و ایجاد کردیم که این خود خنده دار است حتی طفل این گپ را باور نمیکند که ۳۱ سازمان در شش ماه با هم جمع شوند و آن هم که این سازمان ها در هر کشور پراکنده است خوب قسمیکه همه میدانیم یک گروه کوچک به دستور مزدک وکاویانی این جبهه یا فراکسیون نام نهاد را ایجاد کردند که مانند روز نمایان است.
در سطح رهبری این جبهه نام نهاد همه از یک گروه کوچک بدنه ح د خ ا است و آن هم از یک قوم در خفا توسط فرید مزدک نجم الدین کاویانی عبدالحمید محتاط و نجیب الله مسیر رهبری میشود و تریبیون هم برای خود در تلویزیون بهار ساخته اند و شخص مرتجع و نمک حرام بنام حبیب منگل را هم با خود گرفته اند که عمدتا در این تلویزیون کودتاه چیان سال ۱۳۷۱ جمع شده اند که در راس این فراکسیون یا جبهه آقای فرید مزدک وکاویانی نحیب الله مسیر شخص را بنام عارف عرفان در روی صحنه تعین کرده است . اینک به معرفی این شخص یعنی عارف عرفان که مشهور به عارف کله سرخ است می پردازم . تذکر باید داد که کسانی که او را میشناسند او در جوانی مو های کاملا سرخ اناری و چهره سفید مانند روس ها را داشت و اکثرا سربازان تلاشی او را ایستاد نمیکردند به فکر مشاور روسی میکردند این موضوعات را به خاطر میگویم که خودش و کسانی که او را میشناسند بدانند که حرف های من دروغ و یا افترا نیست .
خوب عارف در قریه فرنجل ولسوالی غوربند تولد شده پدرش به کسب دهقانی و باغداری که عمدتا باغ های جارمغز بود مصروف بود و عارف دارای چند پسر کاکا و ماما بود که یک تعداد آن توسط حزب اسلامی و یک تعداد شان توسط جلیل پر شور به بخش پرچم ح د خ ا جذب شدند این پسران کاکا وماما در هر دو طرف جبهه بعد از شش جدی سلاح به دوش گرفتند وعارف با شش بچه ماما وکاکا در گروه های مدافعین انقلاب و چند پسر کاکا و ما ما ی آن انطرف جبهه قرار گرفتند اما روابط پسران ماما و کاکا در هر دو طرف جبهه با همدیگر خوب بود و از همدیگر حمایت میکردند خوب تقریبا دو سال بعد از شش جدی چون ایشان روابط خوب حزبی با پر شور داشتند جلیل پر شور با و جودیکه در سال ۱۳۶۰ امتحان کانکور نبود عارف و یک پسر مامای دیگرش که بعدا امر یکی از حوزه های امنیت دولتی شد را مستقیما به فاکولته زراعت معرفی و جلیل پر شور ایشان را به بریالی معرفی کرد تا در کابل از آنان حمایت کند چون تا آمدن اینان به کابل هیچ خویشاوندی آنان در کابل نداشتند عارف عرفان یا عارف کله سرخ با پسر مامایش توسط بریالی به منشی پوهنتون معرفی میشوند و چون وضعیت اقتصادی ایشان بسیار خراب بود هم چنان ایشان در غوربند هم سه صنف را ارتقا کرده بودند و دروس زراعت مشکل بود بدینوسیله آنان در تشکیل سپاهی انقلاب و بعدا به صفت مربی شعبه تشکیلات شهر کابل توظیف گردید از یک صنف به صنف دیگری ارتقا کردند تا بالاخره زراعت را به یک ریشخندی تمام کردند چون قبلا گفتیم که اینان به سفارش جلیل پرشور به بریالی معرفی شده بودند عارف باید به عسکری سوق میشد اما به سفارش بریالی به وی تعجیل و به صفت معاون ناحیه اول حزبی تعین گردید و این پروسه یک مدت زمان دوام کرد که بریالی از وظیفه سبکدوش میشود و گاو شیری عارف چوچه میدهد زمان که در ناحیه بود توسط افراد مشخص گویا مدیریت تفتیش که از هم قماش های خودش بود از مندوی کابل اعم از برنج آرد روغن و نمک فروش بصورت غیر مستقیم توسط اشخاص مشخص مواد ارتزاقی و پول رشوه میگرفت که گویا رفیق بریالی زندانی است من به رفیق بریالی کمک میشوم اگر یک بوجی آرد و روغن را به بریالی میداد ده بوجی دیگر را خود میگرفت به همین ترتیب پول نقده. و هم چنان شما میدانید که در ناحیه اول تعداد خانه های چراغ سرخ زیاد بود جناب ایشان با گروپ که داشتند هر شب جمعه از چراغ سرخ ها امید است هدف چراغ سرخ ها را بفهمید برای عیاشی و ساعت تیری مهمان دعوت میکردند و به عیاشی و ساعت تیری می پرداختند
تا بالاخره محمود بریالی از زندان رها میشود و معاون اقتصادی صدارت تعین میشود و شخص وفادار خود را به صفت ریس تفتیش شاروالی کابل بالای پول تعین میکند بار دیگر کاو شیری وی چوچه میدهد این بار در تمام نواحی کابل مدیر های تفتیش را از قماش و گروپ خود تعین میکند و به آنان وظیفه میدهد که هر آخر هفته یک مقدار پول را به وی تقدیم بدارند تا اینکه آقای عرفان که با یک جوره پیراهن وتنبان از غوربند آمده بود صاحب یک حویلی در خیر خانه و صاحب پول طلا اعلی و خانم در کابل میشود در داخل ریاست تفتیش کاملا زمینه تعصب و قوم گرایی را رایج ساخته بود اکثریت کسانی که از اقوام دیگر بودند تنقیص و به جای آن از یک قوم و آنهم از یک ولایت را تعین میکرد و چنان در ریاست تفتیش تعصب را رواج داده بود که کسی به جز دری فارسی به زبان های دیگر صحبت نمیتانست بعد از مهاجرت هم او و باند کودتاه چی مزدک کاویانی نجیب الله مسیر در مسیر قوم و زبان و سمت گرایی مصروف بودند و هستند وتوانستند چند تن قوم گرا و متعصب را که همه از همان گروپ کودتاه چی هستند منسجم سازند گویا یک حبهه را ایجاد کنند ولی خوشبختانه هستند کسانی که از بگروند قاجاقبری رشوه خوری عیاشی فحاشی آنان خبر دارند من هم به نوبه خود خواستم که هموطنان ما را در رابطه به شخصیت قلابی رشوه خور و عیاش عارف عرفان با خیر بسازم چون قبلا شخصیت مرتجع حبیب منگل زرغونه ولی صمد کارمند و حیدر عدل قاجاقبر معرفی گردیده بود
در آخر یک جمله میگویم که اغای عرفان اگر شما به دستور فرید مزدک گویا زمینه ایجاد دولت فدرالی و به تعقیب آن تجزیه افغانستان را در سر دارید این خواب است و خیال است و حنون در همین مسافرت خواهی مرد و این آرمان را به کور با خود خواهی برد.































































د لوګر د دوو ښوونځیو د اوبو سیستم د فعالولو لپاره نغدي مرسته وشوه






























