Home خانه

مرحوم ملک قادر خان عزت، افتخار و وقار مردم غیور زرغونشهر

مرحوم ملک قادر خان عزت، افتخار و وقار مردم غیور زرغونشهر

از فیصلهٔ ملک تا حکم قانون

ChatGPT Image 7 juni 2026 14 34 54Aامروز می‌خواهم از یک چهرهٔ تاریخی و بی‌بدیل زرغونشهر سخن بگویم؛ مردی فقید و نام‌دار، مرحوم حاجی #ملک_صاحب_قادر—ملک سالیان دراز این دیار.

او از فرزندان نیک‌نام و نیکوسیرت بود؛ مردی آگاه که در زمان خود از دانش و درایت کامل برخوردار بود. در آن دوران، یا محاکم وجود نداشت و یا اگر هم بود، بیشتر فیصله‌ها و حل اختلافات توسط بزرگان، به‌ویژه ملک همان منطقه انجام می‌شد. حکم این بزرگان برای مردم جنبهٔ قانونی داشت و حتی پادشاهان نیز این جایگاه را به رسمیت می‌شناختند.

مرحوم ملک صاحب قادر در حافظه مردم زرغونشهر به عنوان:

  • ¤ ریش‌سفید و مرجع حل منازعات محلی
  • ¤ شخصیت مورد اعتماد مردم
  • ¤ مدافع حقوق و حرمت مردم
  • ¤ طرفدار صلح و جلوگیری از درگیری‌های قومی
  • ¤ فرد دارای نفوذ اجتماعی در مناطق اطراف
  • ¤ شخصیتی که در ایجاد پیوندهای اجتماعی و خویشاوندی نقش داشته است

شناخته می‌شود.

ملک صاحب قادر با فصاحت، بلاغت و دانشی که داشت، به چنان جایگاهی رسیده بود که مردم بسیاری از مناطق جنوب‌شرقی کشور برای حل قضایای‌شان به او مراجعه می‌کردند. در آن زمان، زرغونشهر همچون نگینی می‌درخشید و نام آن زبانزد خاص و عام بود. حتی مردمان دوردست که فقط نام او را شنیده بودند، با احترام از او یاد می‌کردند.

روایت است در دوره‌ای که اختلافات داخلی کشور به اوج رسیده بود، برخی از مردمان زدران و جاجی، دختران جوان را از مناطق شمالی به‌عنوان کنیز به جنوب انتقال می‌دادند. با دخالت قاطع ملک صاحب قادر و حمایت بزرگان هم‌عصرش، این زنان از چنگ ظالمان رهایی یافته و دوباره به کوهدامن بازگردانده شدند. عاملان این عمل نیز رسوا شده و با خواری به مناطق خود بازگردانده شدند.

پس از این اقدام، گروهی از بزرگان کوهدامن به پاس این خدمت، برای ملک صاحب تحایف آوردند و با مردم زرغونشهر پیوندهای خویشاوندی برقرار کردند. حتی چندین عقد نکاح میان دو طرف صورت گرفت که این اقدام، پایه‌های وحدت و همبستگی مردمی را تا امروز نیز استوار نگه داشته است.

در مورد دشت‌ها نیز روایت‌های زیادی از او نقل شده است. بزرگان می‌گویند روزی مردمان برگی‌ها از حدود خود تجاوز کرده بودند. وقتی این خبر به ملک صاحب رسید، او مردم را در یک گردهمایی بزرگ جمع کرد و با قاطعیت آنان را به سمت منطقهٔ برگ هدایت نمود، اما تأکید کرد که بدون اجازهٔ او هیچ‌گونه درگیری صورت نگیرد.

مردم تا نزدیکی‌های برگ پیش رفتند، اما ریش‌سفیدان و ملاهای آنجا با قرآن در دست، از ملک صاحب خواستند که به حرمت قرآن از جنگ صرف‌نظر کند. ملک صاحب قرآن‌ها را بوسید و به مردم زرغونشهر دستور داد که به احترام آن، از پیشروی دست بکشند.

در نهایت، با تفاهم دو طرف، مرز مشخص شد و مردم زرغونشهر و برگ به‌صورت مشترک با جمع‌آوری سنگ و گل، تپه‌هایی را به‌عنوان حد فاصل ساختند. گفته می‌شود این تپه‌ها تا سال‌ها پابرجا بود، اما بعدها به‌دلیل نفاق و بی‌انصافی برخی افراد، از میان برداشته شد.

امروز، این زیاده‌خواهی‌ها برخی را از حقیقت دور ساخته است؛ اما باید بدانند که اگر در گذشته یک ملک قادر یا یک انجینیر تپک وجود داشت، امروز در میان این مردم هزاران ملک قادر و هزاران مرد ایستاده پرورش یافته‌اند—و این زیاده‌خواهی‌ها سرانجامی جز نابودی ندارد.

بیدل چه زیبا می‌گوید:

«اوج دولت سفله‌طبعان را دو روزی بیش نیست

خاک اگر امروز بر چرخ است، فردا زیر پاست»

این سخن چه نیکو بر حال زیاده‌خواهان صدق می‌کند؛

بر آنان‌که از چوکی و مقام، برای منفعت شخصی و سوءاستفاده می‌کنند و حق مردم را نادیده می‌گیرند.

می‌گویند در روز رحلت ملک صاحب قادر، تنها قبایل کوچی بیش از چهارصد رأس مواشی را به پاس احترام و خدمات او برای خانواده‌اش آوردند.

در اخیر، این تصویر از خود ملک صاحب قادر است که به مناسبت رفتن به خانهٔ بیت‌الله گرفته شده است.

با سپاس و قدردانی از محترم حبیب‌الله یعقوبی که این عکس ارزشمند را در اختیار ما قرار داد.

Haji Mohammad Salimi