Home خانه

نامه‌ی یک معتاد به مادرش !

نامه‌ی یک معتاد به مادرش !

با خواندن این متن بخدا اشک هایم جاری شد

653709863 4366545073663099 830851012184331210 nمحمد حسین زرغون:

نامه‌ی یک معتاد به مادرش !

سلام مادر جان ،مادرک گلم ،مادرک شیرینم، میدانم ازینکه معتاد شده بودم خیلی آزارت دادیم ‌. و جگرخونت ساخته بودم . و هیچگاه از من نا امید نشده بودی.همیشه میگفتی روزی خوب می‌شوم و سر خانه و زندگیم برمیگردم .

مادرجان می خواهم برایت خوش خبری بدهم.

من صحتمند شدم وداکتران گفته اند که این عید خانه می‌روی و دیگر نیازبه بستری ندارم.

مادر جان این نامه را بخاطری برایت نوشتم که بعضی گپ ها را باید برایت پیش از آمدنم به خانه بگویم .

مادر جان به برادر کلانم بگو که دگه مرا پودری نگویند .

به خواهرانم بگو که دگه از وجود من شرمنده نباشند .

و آه یک گپ دگه اگر یادت است مادر جان گفته بودی اگر خوب شوم برایم دختر مامایم را میگیری ؟

مادر جان اگر نامزد نشده وقتی آمدم از صحتمندیم مطمین شدی می خواهم برایم خواستگاری بروی خانه مامایم .

مادر جان داکتران گفته اند که ۲۹ رمضان رخصت میشم .

من می‌دانم که پول ندارم می خواهم به برادر کلانم بگویی یک جوره لباس پاک به عیدم جور کنه اگر از خودش کدام جوره اس می پوشم خیره بعد از عید بخیر کار میکنم پولش را می‌تم .

چون می خواهم یکبار د عید با شما خانه مامایم شان بروم .

اونا هم ببینید که صحتمند شدیم .

مادر جان بعد از عید هر کاری باشد میکنم تا یکسال بخیر خوده صاحب زن زندگی می سازم .

و اندیوال های که مرا معتاد ساختن ترک شان میکنم چیزی نمیگم شان فقط دعا کن مادرجان برای همه جوانان که سردچار این مرض لاعلاج نشوند .

مادر جان درین جا برای ما کار را یاد دادن

من شاگرد نجار شدیم ولی خوب یاد نگرفتیم

معاش نمیته برم ولی استادم آدم خوب است

گفتم استاد من د عید خانه میروم اگر یک چند روپه برم بتی که از راه به مادرکم یک چادر تحفه بگیرم .

استادم قبول کرده که برایت دوصد میتم .

مادر جان این دو صد را برایت چادر میگیرم خودم پای پیاده میایم خانه میدانم حق تو بالایم زیاد است ولی از پسر نادارت همین را طور اولین تحفه عیدی قبول کن

خیلی دلم خوش می‌شود .

مادر جان یک چیز بگویم به برادرم بگو مثل همیشه از من خفه نباشد، سرم داد نزد، سرزنش نکند، بی غیرت

نگوید .

یک بگویم مادر جان خیلی دلم پشت دست پختت تنگ شده

اگر دل تان شد شب عید برایم یک شوربا تند تیز پخته کنید نان شفاخانه را خورده خورده بیخی دلم بی حال شده