حسنخان و پل حسنخان
(کرامت انسانی در نامهاست؛ حسنخان را با لقب نادرست یاد نکنیم)
در تاریخ شفاهی کابل، چهرههایی دیده میشوند که نامشان در مرز میان طنز و واقعیت ایستاده است. یکی از آنان حسنخان، افسر دورهی عبدالرحمن خان است؛ شخصیتی که به سبب یک ماجرای اداری، لقب «گوساله» گرفت و همان لقب سالها بعد در کنار نام پلی در پایتخت بر زبانها جاری شد: پل حسنخان. این پل در بخش چهلستون کابل موقعیت دارد و در همان حوزه، قلعهای نیز به نام حسنخان یاد میشود.
افسر کهنه کار و ترفیعی که متوقف ماند:
براساس روایتها، حسنخان از صاحب منصبان قدیمی عصر امیر عبدالرحمن خان بود و در محبس اجرای وظیفه میکرد. او تا رتبهی کرنیلی ارتقا یافت؛ اما سالها در همان درجه باقی ماند، در حالیکه شماری از زیردستانش به مراتب بالاتر، حتی تا جنرالی، رسیدند. این وضعیت او را سخت آزرده ساخته بود.
روزی نزد وزیر حربیه رفت و علت این توقف را پرسید. وزیر با لحن طنزآمیز گفت: «تو هنوز گوساله هستی؛ هر وقت گاو شدی، ترفیعت میدهم.» حسنخان بیدرنگ پاسخ داد: «شما چنین میپندارید؛ وگرنه من سالهاست گاو شدهام!»
در روایتی دیگر، وزیر دوباره با همان شوخی گفته بود: «هنوز هم گوسالهای؛ برو خود را گاو بساز!» همین گفتوگو کافی بود تا لقب «حسن گوساله» در میان همکاران و مردم رواج یابد؛ لقبی که از یک مزاح اداری آغاز شد و به نامی مشهور بدل گشت.
زمینهی یک لقب
در فرهنگ عامهی آن زمان، «گوساله» کنایه از ناپختگی و «گاو شدن» نشانهی کمال و پختگی دانسته میشد. شوخی وزیر، بازتابی از فضای سلسلهمراتبی و مناسبات قدرت در دستگاه اداری آن عصر بود. هرچند پاسخ حاضرجوابانهی حسنخان نشان میداد که او خود را شایستهی ارتقا میدانست، اما همین مزاح، لقبی را بر او تثبیت کرد که سالها همراهش ماند.
از خدمت نظامی تا خدمت شهری
حسنخان پس از تقاعد، بهجای مستمری نقدی، در چهاردهی کابل زمینی دریافت کرد. او شماری از بستگانش را به کابل آورد و در همان ناحیه مسکن گزید. بهعنوان فردی متنفذ، پلی از خشت و چوب برای عبور و مرور مردم اعمار کرد؛ پلی که در آغاز تنها برای رفتوآمد عابران کاربرد داشت و با امکانات شخصی او ساخته شده بود. بنابر روایتهای محلی، در دههی چهل هجری خورشیدی این پل با استفاده از کانکریت استحکام یافت و بهگونهای اساسی بازسازی شد.
بدینگونه، افسری که روزگاری از توقف ترفیع شکایت داشت، نام خود را نه با درجهی نظامی، بلکه با سازهای عامالمنفعه در حافظهی شهری کابل ثبت کرد.
ضرورت بازنگری در یک لقب
با وجود خدمتی که حسنخان به مردم منطقه انجام داد و اثری ماندگار از خود برجای گذاشت، در حافظهی عامه بیشتر با لقب «گوساله» یاد شده است؛ لقبی که بار معنایی مناسبی ندارد و از یک شوخی اداری سرچشمه گرفته است. شایستهتر آن است که چنین شخصیتهایی را به نام اصلیشان یاد کنیم؛ بهویژه وقتی خدماتشان به مردم، فراتر از یک روایت طنزآلود تاریخی است.
در آموزههای اسلامی نیز بر این نکته تأکید شده که افراد را با نامها و القابی بخوانیم که مورد پسند خودشان باشد و از بهکار بردن لقبهای ناپسند پرهیز کنیم؛ اصلی اخلاقی که احترام به کرامت انسانی را یادآور میشود.
از اینرو، شاید زمان آن رسیده باشد که بیش از پیش، «حسنخان» را با همان نامش به خاطر آوریم؛ مردی که پلی ساخت تا مردم آسانتر از کنار هم بگذرند و نامش را در تاریخ شهر ماندگار کرد. امیدوار هستم شهرداری کــابل در مورد نام این محله و پل تجدیدنظر نماید.
رویکردها
۱) آهنگ، محمد آصف. یادداشتها و برداشتهایی از کابل قدیم
۲) گزارش صوتی رادیو آزادی. معرفی پل حسن خان
۳) پوپل، کریم. پل حسن گوساله، ویبسایت افغان جرمن
۴) یادداشتها و برداشتهای شخصی در مورد نام حسن خان و لقب وی