Home خانه

گوهرشاد بیگم کیست؟

گوهرشاد بیگم کیست؟

622874153 26387054664233095 3945799243466560795 nدر کوچه‌های خاکی هراتِ قرن پانزدهم، وقتی بیشتر قدرت‌ها پشت درهای بسته و مردانه اتفاق می‌افتاد، زنی آمد که قوانینِ بازی را عوض کرد، هم معمار فرهنگ شد و هم متهم به طمعِ قدرت.

سال ۱۴۰۵ میلادی، امپراتوری تیموریان یکی از بزرگ‌ترین قلمروهای عصر خودش را داشت. پایتختِ اصلی سمرقند بود، اما او با یک تصمیم تاریخی، پایتخت را به هرات منتقل کرد. این حرکتِ سیاسی در ظاهر فقط تغییرِ شهر نبود؛ حرکتی بود برای زنده کردنِ فرهنگ، علم و هنر در قلب افغانستان.

در هرات مسجدها، مدرسه‌ها و خانقاه‌هایی بنا شد که به سرعت آن شهر را به قطبِ فرهنگ، ادبیات، فلسفه و معماری بدل کرد.

یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌ها، مجتمع بزرگی بود با ۲۰ مناره که هنوز خرابه‌اش روایتِ عظمتِ آن روزهاست. دانشجویانِ خاور و باختر برای درس و مباحثه از همه‌جا به هرات می‌آمدند. شعرا و استادانِ بزرگ فارسی و عربی زیرِ سقفِ این مدارس، شعر، حکمت و بحث‌هایی تولید کردند که تاریخ هنوز از آنها سخن می‌گوید.

در همان زمان، او فقط پشتِ پرده نبود. وقتی شوهرش در سال ۱۴۴۷ درگذشت، برخلاف بسیاری که قدرت را به مردان سپردند، خودِ او تصمیم‌گیرنده شد. به‌مدت نزدیک به یک دهه، فرماندهیِ سیاسی، انتخاب جانشینان، مذاکرات با همسایگان، تنظیمِ ارتش و حتی استراتژی‌های جنگی را او تعیین می‌کرد. بعضی مورخان می‌گویند قلمروِ تحتِ نفوذش از دجله تا شرقِ چین گسترده بود؛ چیزی که هیچ زنِ دیگری در آن عصر نتوانست به آن برسد.

اما قدرت همیشه بدون دشمن نمی‌ماند.

مخالفانش او را متهم کردند که بیش‌ازحد در امور مردانه دخالت می‌کند، و این دخالت‌ها نه‌فقط احترام را از او نگرفت که رخدادهای سیاسی را به سمت بحران برد. منتقدان می‌گفتند تصمیماتی گرفت که بعضی از فرماندهان و خاندان‌ها را خشمگین کرد و شکاف‌های درونی را عمیق‌تر ساخت.

در ۱۹ ژوئیه ۱۴۵۷ میلادی، همان هراتِ فرهنگی که او ساخته بود، صحنهٔ پایانِ قدرتش شد. در یکی از خیابان‌های شهر، در برابر دشمنان سیاسی‌اش اعدام شد؛ عملی که باعث شد هم‌عصرانش درباره‌اش دو دستگیِ شدید پیدا کنند: کسانی که او را قهرمانِ احیای فرهنگ و تمدن می‌دانستند و کسانی که او را نمادِ جاه‌طلبیِ بی‌حد در قدرت می‌پنداشتند.

در بخشِ خانه هم داستان‌هایش عجیب است. گفته‌اند وقتی در مدرسه‌ها فقط مردان دانشجو بودند، با دستوری عجیب ۲۰۰ زن همراه را در همان مدرسه وارد کرد تا سنت‌ها را به چالش بکشد. برای بعضی این حرکت نمادِ آزادی و توانمندی زنان بود، برای دیگران نشانهٔ بی‌پرواییِ بی‌حد.

در هنر و ادبیات، حمایتِ او از شاعران و نویسندگان باعث شد هرات، سال‌ها مرکزِ رنسانسِ فرهنگی در آسیای میانه باشد. در معماری، مسجدها و مدرسه‌هایی ساخت که هنوز الهام‌بخشِ پژوهشگرانِ معماری است. در سیاست، تا سال‌ها نامش به‌عنوانِ یک زنِ صاحبِ نفوذ در مناظرات تاریخی و دانشگاهی باقی ماند.

او چند فرزند داشت که هر یک مسیرِ سیاسیِ خود را پیش گرفتند، اما هیچ‌یک نتوانستند سایهٔ بحث‌برانگیزِ مادر را کم کنند.

محل زندگی‌اش از سمرقند تا هرات بود و

در نهایت همان هرات، محلِ دفنش هم شد؛ جایی که امروزه بازدیدکنندگان را به سوال وا می‌دارد: «آیا او قهرمان بود یا خطاکارِ قدرت؟»

اسم این زنِ پیچیده و پر از تضاد که هم باعثِ شکوفاییِ فرهنگ شد و هم باعثِ نفرتِ سیاسی، گوهرشاد بیگم است.

نظرت چیست؟ او را قهرمانِ تاریخِ افغانستان می‌بینی، یا نمادی از قدرت‌طلبیِ بی‌حد؟ بنویس تا ببینیم بحث چطور شعله‌ور می‌شود.

روبرداشت از دریچۀ زن

#history #woman #Afghanistan