قوماندان پناه؛ چهرهای آشنا از بیقانونی و چپاول در کابلِ جنگزده
نام قوماندان پناه برای بسیاری از باشندگان شهر کابل، بهویژه آنان که سالهای جنگهای داخلی دههی هفتاد خورشیدی را به یاد دارند، نامی آشناست. او از جمله قوماندانان شناختهشدهی وابسته به شورای نظار در کابل بود که نامش در حافظهی جمعی مردم، نه با تأمین امنیت، بلکه با ج/رم، چ/ور و چ/پاول و ایجاد رع/ب و وح/شت گره خورده است.
بر اساس روایتهای گستردهی مردمی، خاطرات شاهدان عینی و گزارشهای غیررسمی رسانهای، نیروهای تحت امر قوماندان پناه در بخشهایی از کابل از جمله افشار به غارت اموال غیرنظامیان، دزدی سازمانیافته، تصرف خانهها و باجگیری متهم بودهاند. این اتهامات بهگونهای گسترده و تکرارشونده مطرح میشد که نام او در میان مردم، بهعنوان نماد بیقانونی در سالهای جنگ شناخته میشد.
لقب «قوماندان پیدا و پناه» که در آن سالها در میان مردم کابل رواج یافت، بازتاب مستقیم همین تجربهی تلخ شهروندان است؛ لقبی که بهگفتهی شاهدان، به نقش او و افراد وابستهاش در «پیدا کردن» اموال مردم و «پناه دادن» آن به زور اسلحه اشاره داشت. این نامگذاری مردمی، خود سندی از نارضایتی و خشم عمومی نسبت به عملکرد او بهشمار میرود.
در گزارشها و اسناد نهادهای حقوق بشری بینالمللی، از جمله Human Rights Watch و گزارشهای مرتبط با وضعیت حقوق بشر در کابلِ دوران جنگهای داخلی، بارها به نقش قوماندانان محلی شورای نظار و نیروهای وابسته به گروههای اتحاد سیاف و حرکت اسلامی شیخ آصف محسنی در نقض حقوق بشر، غارت اموال غیرنظامیان و بیثباتسازی شهر کابل اشاره شده است.
طرح این موارد، نه از سر دشمنی سیاسی، بلکه در چارچوب حقیقتیابی تاریخی و پاسخگویی در برابر قربانیان مطرح میشود. نادیدهگرفتن یا تطهیر نقش چنین چهرههایی، نه به آشتی ملی کمک میکند و نه زخمهای بازمانده از آن سالها را التیام میبخشد.
تا زمانی که کارنامهی قوماندانان محلیِ شورای نظار دخیل در ناامنی و چپاول کابل، از جمله قوماندان پناه، بهصورت شفاف و مسئولانه بررسی نشود، سخن گفتن از عبور از گذشته و عدالت، بیشتر به شعار خواهد ماند تا واقعیت.
مرتضی خرمی