Home خانه

سلطنت نادرشاه

سلطنت نادرشاه

615903033 1432346178866137 7231268802715582366 nتمرکز قدرت، سرکوب سیاسی و تروری که مسیر تاریخ افغانستان را تغییر داد:

پس از فروپاشی دولت امان‌الله خان و دورهٔ کوتاه اما پرآشوب حبیب‌الله کلکانی، افغانستان در سال ۱۳۰۸ خورشیدی وارد مرحله‌ای تازه از بازسازی اقتدار سیاسی شد. محمد نادرخان، از خاندان محمدزایی و چهرهٔ برجستهٔ نظامی–سیاسی دورهٔ امانی، با شکست نیروهای کلکانی وارد کابل شد و به‌عنوان نادرشاه بر تخت سلطنت نشست. سلطنت او (۱۳۰۸–۱۳۱۲ خورشیدی / ۱۹۲۹–۱۹۳۳ میلادی) اگرچه با برقراری ثبات نسبی همراه بود، اما بر سیاست‌های تمرکزگرا، سرکوب سیستماتیک مخالفان و حذف رقبای سیاسی استوار شد؛ مسیری که در نهایت با ترور خود شاه پایان یافت.

تمرکز قدرت و بازتعریف نظم سیاسی:

نادرشاه در نخستین سال‌های حکومت خود کوشید اقتدار دولت مرکزی را که در پی سال‌ها جنگ تضعیف شده بود، بازسازی کند. برخلاف اصلاحات ساختارشکنانهٔ امان‌الله، او رویکردی محافظه‌کارانه در پیش گرفت و از هرگونه تغییر فرهنگی گسترده پرهیز کرد. هدف اصلی، تثبیت نظم و جلوگیری از تکرار آشوب‌های سیاسی بود.

قانون اساسی دورهٔ نادری که در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۳۱ میلادی / ۱۳۱۰–۱۳۱۱ خورشیدی تدوین و تصویب شد، بازتاب روشن این رویکرد بود. این قانون اساسی:

مشارکت سیاسی را به‌شدت محدود می‌کرد،

اختیارات گسترده‌ای برای شاه در نظر می‌گرفت،

و نظامی محافظه‌کارانه و نخبه‌محور را جایگزین الگوی نسبتاً بازتر قانون اساسی ۱۳۰۲ امانی ساخت.

وارتان گریگوریان در فصل ششم کتاب The Emergence of Modern Afghanistan استدلال می‌کند که قانون اساسی نادری بیش از آن‌که ابزار مشارکت سیاسی باشد، چارچوبی حقوقی برای تمرکز اقتدار سلطنت و مهار نیروهای رقیب بود.

سرکوب مخالفان و پروندهٔ چرخی‌ها

یکی از شاخص‌ترین ویژگی‌های سلطنت نادرشاه، برخورد سخت با مخالفان سیاسی، به‌ویژه چهره‌های وابسته به دولت امانی و شبکه‌های روشنفکری بود. در این میان، پروندهٔ غلام‌نبی چرخی اهمیت نمادین دارد.

غلام‌نبی چرخی، دیپلمات، نظامی و سفیر پیشین افغانستان در شوروی و ترکیه، از حامیان اصلاحات امان‌الله خان به‌شمار می‌رفت. او پس از بازگشت نادرشاه به قدرت، به اتهام توطئه علیه دولت در سال‌های نخست دههٔ ۱۳۱۰ خورشیدی بازداشت و در کابل اعدام شد. این اقدام، همراه با بازداشت و حذف سایر اعضای خانوادهٔ چرخی، پیام روشنی به نخبگان سیاسی داد: دوران تساهل سیاسی پایان یافته است.

به تعبیر میر غلام‌محمد غبار در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ با اشاره به این پرونده، اعدام غلام‌نبی چرخی و سرکوب وابستگان او، آغاز دوره‌ای بود که در آن حذف فیزیکی مخالفان جای گفت‌وگو و آشتی ملی را گرفت»

این سیاست‌ها اگرچه در کوتاه‌مدت اقتدار دولت را تحکیم کرد، اما فضای ترس، سکوت و نارضایتی پنهان را در جامعه گسترش داد.

ثبات امنیتی، مشروعیت شکننده

در سیاست خارجی، نادرشاه رویکردی محتاطانه و عمل‌گرایانه در پیش گرفت. او کوشید روابط خود را با بریتانیا و اتحاد شوروی متوازن نگه دارد و از تقابل مستقیم با قدرت‌های بزرگ بپرهیزد. با این حال، بسیاری از پژوهشگران تأکید می‌کنند که ثبات دورهٔ نادری، بیش از آن‌که بر رضایت عمومی استوار باشد، بر کنترول امنیتی و حذف مخالفان تکیه داشت.

به تعبیر لویی دوپری:‌ «نادرشاه توانست نظم را بازگرداند، اما این نظم فاقد پشتوانهٔ نهادی و مشروعیت اجتماعی پایدار بود و بر زور سیاسی استوار مانده بود»

(Dupree, 1980, Chapter 22).

ترور نادرشاه؛ فوران خشونت نهفته

در ۱۷ عقرب/آبان ۱۳۱۲ خورشیدی (۸ نوامبر ۱۹۳۳)، نادرشاه هنگام مراسم توزیع مدال در لیسهٔ نجات کابل، به‌دست عبدالخالق هزاره، شاگرد همان مکتب، ترور شد. این رویداد نه‌تنها پایان سلطنت چهار سالهٔ نادرشاه بود، بلکه نشان داد ثبات ظاهری حکومت، شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی را پنهان کرده بود.

پس از ترور، دولت واکنشی بسیار خشن نشان داد؛ عبدالخالق و شماری از اعضای خانواده‌اش اعدام شدند و موج تازه‌ای از بازداشت‌ها و سرکوب‌ها کابل را فرا گرفت. این واکنش‌ها خود گواهی بر شکنندگی نظم سیاسی آن دوره بود.

پیامدهای تاریخی

پس از مرگ نادرشاه، سلطنت به پسرش محمد ظاهرشاه منتقل شد؛ پادشاهی که در آغاز نوجوان بود و قدرت واقعی در دست کاکاها و نخبگان دربار قرار داشت. تجربهٔ ترور نادرشاه، سیاست افغانستان را برای دهه‌ها به‌سوی احتیاط، کنترل شدید سیاسی و پرهیز از اصلاحات شتاب‌زده سوق داد.

بسیاری از مورخان، از جمله حسن کاکر، این دوره را نقطهٔ آغاز «ثبات محافظه‌کارانهٔ طولانی» در افغانستان می‌دانند؛ ثباتی که اگرچه از تکرار آشوب جلوگیری کرد، اما هزینهٔ آن تعلیق مشارکت سیاسی و انباشت نارضایتی‌های آینده بود.

منابع

غبار، میر غلام‌محمد. افغانستان در مسیر تاریخ، جلد دوم.

فرهنگ، محمدصدیق. افغانستان در پنج قرن اخیر.

کاکر، حسن. حکومت و جامعه در افغانستان.

Gregorian, Vartan. The Emergence of Modern Afghanistan, Chapter 6.

Dupree, Louis. Afghanistan, Chapter 22.

Noelle-Karimi, Christine. State and Tribe in Afghanistan.