معاهدهٔ گندمک؛
نقطهٔ سقوط استقلال افغانستان
روایتی از یک توافق تحمیلی و پیامدهای ماندگار آن معاهدهٔ گندمک، امضاشده در ۲۶ می ۱۸۷۹، یکی از سرنوشتسازترین و مناقشهبرانگیزترین اسناد تاریخ افغانستان بهشمار میرود؛ توافقی که در اوج رقابت امپراتوری بریتانیا و روسیهٔ تزاری، استقلال سیاست خارجی افغانستان را عملاً از میان برد و مسیر تحولات سیاسی کشور را برای دههها تغییر داد. این معاهده در شرایطی میان امیر محمد یعقوب خان و نمایندهٔ بریتانیا، سر لوئیس کاوگنری، امضا شد که افغانستان زیر فشار نظامی مستقیم قرار داشت و دولت مرکزی در ضعیفترین وضعیت خود بود.
پسزمینهٔ گندمک به جنگ دوم افغان–انگلیس بازمیگردد؛ جنگی که پس از تشدید رقابت قدرتهای بزرگ در آسیای مرکزی آغاز شد. با مرگ امیر شیرعلی خان در جریان جنگ، پسرش محمد یعقوب خان در حالی به قدرت رسید که نیروهای بریتانیایی بخشهایی از کشور را اشغال کرده بودند و کابل در معرض تهدید جدی قرار داشت. در چنین فضایی، امیر جوان برای جلوگیری از پیشروی بیشتر ارتش بریتانیا ناچار به پذیرش مذاکره شد؛ مذاکراتی که به امضای معاهدهٔ گندمک انجامید و بهعنوان پایان مرحلهٔ نخست جنگ معرفی شد.
مفاد این معاهده پیامدهای سنگینی برای افغانستان داشت. بر اساس آن، بخشهایی از مناطق شرقی و جنوبی کشور، از جمله کرم، پیشین، سیبی و گذرگاههای استراتژیکی چون خیبر، از قلمرو افغانستان جدا و عملاً تحت ادارهٔ بریتانیا قرار گرفت. اما مهمتر از تغییرات سرزمینی، بندی بود که افغانستان را متعهد میکرد روابط خارجی خود را مطابق خواست و مشورهٔ بریتانیا تنظیم کند. این بند، استقلال سیاست خارجی کشور را از میان برد و افغانستان را به دولتی وابسته در عرصهٔ بینالمللی بدل ساخت. افزون بر این، امیر پذیرفت که یک نمایندهٔ دائمی بریتانیا با محافظانش در کابل مستقر شود؛ اقدامی که در افکار عمومی بهعنوان نماد آشکار سلطهٔ خارجی تلقی شد.
پیامدهای معاهده بهسرعت خود را نشان داد. از دست رفتن استقلال سیاسی، خشم گستردهٔ مردم و قبایل را برانگیخت و حضور نمایندهٔ بریتانیا در کابل به کانون نارضایتی تبدیل شد. تنها چند ماه پس از امضای معاهده، در سپتامبر ۱۸۷۹، سر لوئیس کاوگنری و همراهانش در جریان شورش کابل کشته شدند. این رویداد، بریتانیا را به آغاز مرحلهٔ دوم جنگ دوم افغان–انگلیس واداشت؛ جنگی که تا سال ۱۸۸۰ ادامه یافت و خسارات گستردهای بر کشور وارد کرد.
در بلندمدت، معاهدهٔ گندمک پیامدهای سیاسی عمیقتری بهجا گذاشت. محمد یعقوب خان پس از شورش کابل مجبور به کنارهگیری شد و به هند تبعید گردید. بریتانیا برای ایجاد ثبات، عبدالرحمن خان را بهعنوان امیر جدید برگزید؛ حاکمی که در قبال پذیرش کنترل بریتانیا بر سیاست خارجی، در امور داخلی از استقلال نسبی برخوردار شد. همچنین واگذاری مناطق مرزی در گندمک، زمینهساز ترسیم خط دیورند در سال ۱۸۹۳ شد و نخستین گام رسمی در جداسازی مناطق قبایلی از افغانستان را رقم زد.
از دید بسیاری از مورخان، معاهدهٔ گندمک جنجالیترین سند تاریخ سیاسی افغانستان است؛ زیرا نهتنها استقلال سیاست خارجی کشور را از میان برد، بلکه بخشهایی از خاک آن را نیز واگذار کرد و مشروعیت سیاسی امیر وقت را بهشدت تضعیف ساخت. این توافق در شرایط فشار نظامی و ضعف دولت مرکزی امضا شد و بهجای صلح پایدار، زمینهساز جنگها و بحرانهای بعدی گردید.
در جمعبندی، گندمک تنها پایان یک مرحله از جنگ نبود، بلکه آغاز دورهای از وابستگی سیاسی و تغییرات عمیق در ساختار قدرت افغانستان بهشمار میرفت. این معاهده نشان داد که ضعف دولت مرکزی چگونه میتواند راه را برای مداخلهٔ قدرتهای خارجی هموار کند و سرنوشت یک کشور را برای نسلها تحت تأثیر قرار دهد. گندمک، در حافظهٔ تاریخی افغانستان، همچنان بهعنوان هشداری ماندگار باقی مانده است.