Home خانه

اشرف غنی بر سر سران شمال چیغ می زد

اشرف غنی بر سر سران شمال چیغ می زد

602007239 122160134108808816 6723865964219806793 nعمر داوودزی،رئیس دفتر حامد کرزی در کتاب خاطراتش «بی سانسور روایتی از سقوط دولت»به ارتش سازی ،جدل ها و تناقضات آن پرداخته است: در سال ۲۰۰۴ در رابطه به تاسیس ارتش چندین جلسه برگزار و تصامیم کلیدی در جلسات شورای امنیت اتخاذ شد. پیش از تاسیس ارتش، نیروها به نام نیروهای دفاعی افغانستان یا ADF نامیده می‌شدند که متشکل از نیروهای جهادی و مقاومت ضد طالبان بودند. فهیم با انحلال نیروهای قبلی عمدتا افراد مربوط به مقاومت ضد طالبان و جای‌گزینی ارتش مخالفت می‌کرد؛ اما پسان‌تر به او و اطرافیانش قراردادهای خوب و منفعت‌آور داده شد و حاضر شد در تاسیس ارتش و پروسه خلع سلاح همکاری کند. تصمیم مهم دیگر این بود که آیا ارتش معاش‌بگیر تشکیل گردد یا خدمت جبری عسکری دوباره به کار برده شود. تعدادی به شمول من به این امر تاکید داشتند که پیش از جنگ‌های داخلی جلب‌و‌جذب و استخدام در ارتش جبری و الزامی بود و این کار موجب تشکیل اردوی فراگیر قومی، صرفه‌جویی منابع و پذیرش محلی می‌گردد.

زلمی خلیل‌زاد، سفیر امریکا که در تمام آن جلسات حضور داشت، تصریح می‌کرد که نظام عسکری جبری مورد پذیرش امریکا نیست و این‌گونه ارتش را امریکا حمایت نمی‌کند. پس از بحث‌های طولانی، تصمیم گرفته شد که ارتش معاش‌بگیر ساخته شود. خلیل‌زاد اطمینان می‌داد که امریکا حضور دایمی در افغانستان خواهد داشت و روی نیروهای امنیتی افغانستان هزینه خواهد کرد. تصمیم تشکیل ارتش معاش‌بگیر پسان‌تر باعث برهم خوردن توازن قومی در ارتش شد؛ زیرا پشتون‌های جنوب برای شمولیت در ارتش علاقه نگرفتند.تصمیم چهارم جدی که در شورای امنیت گرفته شد، تعیین ۲۱ جنرال که علیه طالبان جنگیده بودند و یک تعداد جنرال آموزش‌دیده کمونیستی در مناصب کلیدی ارتش بود. بر‌بنیاد این تصمیم، بسم‌الله خان که آموزش نظامی نداشت و علیه شوروی و طالبان جنگیده بود، در یکی از کرسی‌های کلیدی ارتش گماشته شد. در آن جلسه رییس جمهور گفت کسی نظری یا پیشنهادی دارد؟ من دستم را بلند کرده گفتم که در میان ۲۱ جنرال، یک جنرال پشتون مسن و مریض به نام گل‌زرک زدران است و او هم عضو جمعیت اسلامی است. پاکستانی‌ها پروپاگندایی را به راه انداختند که پشتون‌ها منزوی شده‌اند. پیش از این‌که من حرف‌های خود را تمام کنم، یکی از رهبران ایتلاف شمال با قهر و عصبانیت بر من تاخت. کرزی با لحن معذرت‌گونه خواست به او توضیح بدهد. در همین حال یکی دیگر از رهبران ایتلاف شمال واکنش نشان داد. اشرف غنی در آن زمان دل‌تنگ شده و طبق معمول بر میز کوبید و با قهر گفت که انتظار، انتظار و روی صبر و حوصله من راه نروید! شما مرا می‌شناسید و می‌دانید که من چه کرده می‌توانم. پیش از این‌که اشرف غنی حرف‌هایش را تمام کند، فهیم خان مداخله کرد و گفت که این دو رفیق داوودزی و غنی مثلی که روی یک نقطه تاکید دارند. پس از آن مشاجره لفظی، کرزی گفت که باید فهرست ۲۱ نفر جنرال بازنگری شود. در نهایت امر دو جنرال دیگر عبدالرحیم وردک و عبدالله خان شامل فهرست ۲۱ نفر شدند.مساله مهم دیگری که در جلسه شورای امنیت جنجال‌برانگیز شد، توظیف و تعیین افراد در کرسی‌های کلیدی ارتش بود. من روی گزینش رحیم وردک به‌حیث رییس ستاد ارتش تاکید داشتم و تعدادی روی گزینش بسم‌الله خان؛ اما امریکایی‌ها روی تعیین شدن بسم‌الله خان تاکید داشتند.ششمین تصمیم مهم شورای امنیت این بود که فهیم در عین حال که معاون اول رییس جمهور است، سمت وزارت دفاع را نیز داشته باشد؛ اما جنرال رحیم وردک معاون وزارت دفاع باشد. پس از جلسه شورای امنیت، یکی از اعضای تیم امریکایی که در آن جلسه حضور داشت، نزد من آمده گفت که می‌دانی ما چرا نمی‌خواهیم رحیم وردک با وجود این‌که از خود ماست، لوی‌درستیز شود؟ به خاطر این‌که او برای این کرسی بسیار آدم تنبل است. کرزی ارتش ۲۰۰ هزار نفری می‌خواست، اما امریکایی‌ها طرف‌دار ارتش ۷۰ هزار نفری بودند. با توجه به شرایط و تهدید‌های موجود، حداقل ارتش ۴۰۰ هزار نفری باید ساخته می‌شد. منطق و دلیل امریکایی‌ها این بود که شورش‌گری پایان یافته، تهدید‌ی در کار نیست و امریکا نیز در افغانستان خواهد بود و افغانستان هرگز با همسایه‌هایش وارد جنگ نخواهد شد. کرزی در آن جلسه به جنرال امریکایی گفت که او می‌داند طرح تشکیل اردوی ۷۰ هزار نفری از کجا می‌آید؛ این خواست پاکستانی‌هاست که در افغانستان ارتش ۵۰ تا ۷۰ هزار نفری تشکیل شود.

کرزی پیش از این‌که چند مصوبه جلسه شورای امنیت نهایی و رسما اعلام شود، از شرکت‌کننده‌های نشست خواست پیش از اعلام رسمی مصوبات شورای امنیت، آخرین حرف و نظریات‌شان را بگویند. روز بعد فهیم ساعت ۹:۰۰ صبح نزد کرزی آمد. فهیم هر وقت می‌خواست، می‌توانست بدون مشکلی با کرزی ساعت‌ها ببیند. آن روز ساعت ۹ تا ۴ در ارگ با کرزی بود. ساعت‌ها فکاهی گفتند و خندیدند. در آخر گفت که من با بعضی از مصوبات مخالفم، گلوی مرا ببرید، اما جنرال داوود و حضرت‌علی را بی‌جا نسازید. جنرال داوود، فرمانده تعیین‌شده فهیم در قول‌اردوی کندز و حضرت‌علی قوماندان قول‌اردوی مشرقی مستقر در جلال‌آباد بود. کرزی گفت که دولت نمی‌تواند ارتشی را تشکیل بدهد، مگر این‌که فرماندهان قبلی مقاومت برکنار شوند و قایل شدن هر نوع تبعیض باعث می‌شود که نتوانند قناعت خارجی‌ها را در امر حمایت ارتش جلب کنند. در نهایت عقب‌نشینی کرد و خواست فهیم خان را قبول کرد. چند ماه بعد کرزی جنرال داوود و حضرت‌علی را از سمت‌های‌شان تبدیل کرد. تکتیک اصلی کرزی این بود که به کسی که برکنار می‌شود، بگوید تو را خارجی‌ها نمی‌خواهند و باید من تو را حمایت کنم.

ارتش افغانستان با بسم‌الله خانِ لوی‌درستیز شکل گرفت و بیست سال بعد با بسم‌الله خانِ وزیر دفاع فروپاشی۰