اعتراف مستند شورای نصوار با شبکه استخبارات آی سی آی چتلستان
جنرال داود داوود، فرمانده قدرت مند ضد طالبان و از یاران و هم سنگران نزدیک احمد شده مسعود که در یک توطیه پیچیده درون دولتی دوره حامد کرزی در ۷ جوزای ۱۳۹۰ در مقام ولایت تخار جان باخت، از جنگ های تخار و پشتیبانی همه جانبه استخبارات پاکستان از طالبان چنین روایت می کند.
«درسال ۱۳۷۷ در جبهه تخار، توازن نیروها کاملا به نفع طالبان برهم خورد. حدود هزار تن از مجاهدان دربرابر تهاجم بی وقفه حدود پانزده هزار تن از طالبان و داوطلبان از کشور های مختلف باید ایستاده گی می کردند. مسعود تاکتیک جنگ کانتینرها را در جبهه تخار نیز به کار گرفت. درین جنگ، کانتینرها با"تلک ماین" تله مین مجهز شده بودند. آتش تسلیحات سنگین از چهار جناح به سوی مانع کانتینری عیار شده بود. مسعود از فراز تپه ای، جنگ را تماشا می کرد. این تاکتیک خیلی مؤثر بود.
ما همچنان در منطقه بنگی به سوی شهرستان خان آباد در امتداد سلسله تپه ها ازتاکتیک جنگ کانتینری استفاده کردیم که دراستراتیژی دفاع پایداربسیار با اهمیت بود.مسعود از توسعه ساختاری جنگ کانتینری اطمینان داشت.اوگفت:ما به طور کامل با آی،اس،آی رو به رو هستیم.درجنگ های تخار، پدیده ای به نام طالب اصلا مطرح نبود. مسعود با استفاده از شبکه های ویژه اطلاع داد که جنگ به طور کامل از اسلام آباد آباد رهبری می شود. مسعود فیلم مستندی را به دست آورد که شماری ازافسران ویژه استخباراتی پاکستان را درجریان آموزش های جنگی نمایش می داد. سپس همان افسران، با ریش های دراز، لباس افغانستانی، دستار کلان درعقب فرمان یا عقب بدنه داتسون های طالبان در جاده های کابل، شمالی وجبهه شمال نشان داده می شد. این فیلم به کمک شبکه ناشناخته افسران بلند پایه آی،اس،آی تهیه شده و دراختیار مسعود قرار گرفته بود.در اوج بازی های اطلاعاتی و تماس های مداوم با شبکه هایی که صرفا با خود مسعود مرتبط بودند، مسعود احساس کرد که در نوعی محاصره اطلاعاتی قرار گرفته است.
نشانه بارز این محاصره آن بود که مکالمات وی در دستگاه ماهواره به نحوی از سوی سازمان های بزرگ جاسوسی دنیا که در عقب پروژه طالبان قرار داشتند، کشف شده و دراختیار آی، اس،آی قرار داده شده بود. مسعود اگرچه در هسته رهبری آی، اس،آی هوادارانی داشت؛ از پی آمد های رخنه اطلاعاتی سازمان های جهانی در جریان مکالمات نگران شده بود. شبکه ای از افسران آی،اس،آی در بحرانی ترین حالت مهمترین اطلاعات را دراختیار وی می گذاشتند. جنرالانی که به مقاومت مسعود در برابر تهاجم عریان وبی وقفه قطعات نظامی پاکستان درشمال به عنوان عامل بازدارنده در برابر"حماقت" های آمرین بالاتر از خود و رقبای شان نگاه می کردند؛ چشم امید داشتند. این حلقه افسران بدین نظر بودند بدون شک حالا هم هستند که لجاجت برسر تصاحب سیاسی افغانستان هردو کشور- پاکستان وافغانستان- را به تباهی می کشاند. مسعود بعد ها علت دیگرخوشبینی افسران همکار را درک کرد که برایش جالب بود. توضیح این علت مجاز نیست. درین جا نام فرد رابط میان جنرالان ارشد آی،اس، آی با مسعود نیز قابل ذکرنیست؛ اما ذکر این نکته بسنده است که درسازمان استخباراتی پاکستان درقضیه افغانستان ، آن طوری که درظاهر امرتصور می شود، اشتراک موضع و استراتیژی یک پارچه وجود ندارد. اگر فشارهای جاری غرب بالای آن کشور ادامه یابد، آی، اس، آی از خیر لقمه کلان به نام افغانستان می گذرد. چون راه دیگری باقی نمانده است.
نوت:نسل نو افغانستان باید عمیقا طالبان را بشناسند و برای شناخت پدیده طالب،روایت های تاریخی نیازست.پهلوان پنبه گی و بزن بهادری طالبان در برابر پاکستان نمی تواند به آنها مشروعیت ملی خلق کند.طالب دیروز هم متجاوز بود و امروز هم متجاوز به خاک و ارزش های افغانستان تلقی می شود و بازی و جنگ شان در برابر پاکستان زرگری است تا واقعی .